گپ و گفتي با خدا ( قسمت دوم )
گفتم: خستهام.
گفتی: لا تقنطو ا من رحمه الله از رحمت خدا نا امید نشید ( زمر/ 53 )
گفتم: هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره .
گفتی: ان الله يحول بين المرء و قلبه Ï خدا حائل هست بین انسان و قلبش! ( انفال/ 24 )
گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم.
گفتی ß: و نحن اقرب اليه من حبل الوريد ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16(
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذكروني اذكركم þمنو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152(
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا تو چه میدونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63(
گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟ گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله کارهایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/ 109)
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره کنی تمومه! گفتی:( : عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/ 216 )
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟ گفتی : ان الله بالناس لرئوف رحیم خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143)
گفتم: دلم گرفته . گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا مردم به چی دلخوش کردن؟» باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/ 58)
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله گفتی: ان الله یحب المتوکلین خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره (آل عمران/ 159)
گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره(حچ /۱۱ ) گفتم: دیگه چیزی برای گفتن ندارم .
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم . گفتی: فانی قریب من که نزدیکم (بقره/۱۸۶(
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم . گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/ ۲۰۵)
|