تبليغاتX
عطر باران

عطر باران

از هر دري سخني

بنویس

بنويس

همه ما راحت حرف می زنیم؛ ولی نوشتن برای بیشتر ما سخت است . اما تو بنویس تا یادت بماند که نوشته ها، رد پای عبور است . فردا که برگردی و نوشته هایت را بخوانی . به یاد می آوری که از کجا رد شدي و چطور قد کشیده ای.  

این دفتر هم فقط یک جور بهانه است؛ بهانه رد شدن و قد کشیدن. این دفتر- این دفتر خط خطی - نه قاعده ای دارد و نه نظمی. تنها قاعده اش نوشتن برای اوست. با 52 هفته، که در هر هفته اش، تو سوالی داری و در هر روزش مسئله ای. برو و بگرد و سوال تازه پیدا کن.

این روزها، آدمها سرشان شلوغ است . بعضی ها حوصله خدا را ندارند، حال او را نمی پرسند، برایش نامه نمی نویسند؛ اما تو این کار را بکن. تو حالش را بپرس. تو چیزی برایش بنویس ، ساعتهایت را با او قسمت کن؛ ثانیه هایت را هم.

و اما آن کتاب آسمانی ، یادت هست؟ اسمش قرآن بود. کلمه های خدا بود در دستهای پیامبر. با اینکه این روزها، این کلمه ها همه جا هست ، اما کسی آنها را نفس نمی کشد. کسی با آنها زندگی نمی کند. تو اما کلمه های خدا را نفس بکش و زندگی کن؛ و اما این آیه ها که لابه لای هفته های تو آمده است ، تلنگر کوچکی است به قلب بزرگ تو، تا بروی و سراغی از آنها بگیری.  دیگر چه بگویم... که تویی و کلمه و خداوند.

        پس برایش بنویس... بنویس.... هر چه که باشد...

? +? نويسنده: فضل اله موحدي ? تاريخ: جمعه 27 اردیبهشت1387 ? موضوع: ?

گپ و گفتی با خدا ( قسمت دوم )

گپ و گفتي با خدا ( قسمت دوم )

گفتم: خسته‌ام  

 گفتی: لا تقنطو ا من رحمه الله      از رحمت خدا نا امید نشید   (  زمر/ 53   )

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره . 

    گفتی: žان الله يحول بين المرء و قلبه   Ï  خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (  انفال/ 24    )

 

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم.   

  گفتی ß: و نحن اقرب اليه من حبل الوريد   ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16(

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!     

  گفتی:  فاذكروني اذكركم   þمنو یاد کنید تا یاد شما باشم   (بقره/152(

گفتم:  تا کی باید صبر کرد؟   

 گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا     تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63( 

گفتم:   تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟ 
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
کارهایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/  109)

 

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!
گفتی:( : عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/ 216 )

 

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...  اصلا چطور دلت میاد؟   
گفتی   : ان الله بالناس لرئوف رحیم        خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143)

 

گفتم:     دلم گرفته . 
گفتی:  بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا   مردم به چی دلخوش کردن؟» باید به فضل و رحمت خدا  شاد باشن (یونس/ 58)

 

گفتم:   اصلا بی‌خیال!  توکلت علی الله   
گفتی: ان الله یحب المتوکلین خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/ 159)

 

گفتم: خیلی چاکریم!   
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:

و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره(حچ /۱۱ ) 
   
گفتم:  دیگه چیزی برای گفتن ندارم


گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم  .
گفتی:    فانی قریب   من که نزدیکم (بقره/۱۸۶(

 

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم .
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال  هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/   ۲۰۵)

 

? +? نويسنده: فضل اله موحدي ? تاريخ: پنجشنبه 19 اردیبهشت1387 ? موضوع: ?

حسد

گفتگوي شيطان و فرعون

     شيطان، به درگاه فرعون آمد، و در را كوبيد، فرعون گفت: كوبنده در كيست؟ شيطان گفت: اگر خدا بودى، مى‌فهميدى چه كسى در را مى‌كوبد، فرعون گفت: اى ملعون داخل شو، شيطان گفت: ملعونى بر ملعونى وارد مى‌شود، پس داخل شد، فرعون به او گفت: چرا بر آدم سجده نكردى تا رانده درگاه خدا و مورد لعن خدا واقع نشوى؟ در جواب گفت چون مانند تو در صلب آدم بود، فرعون به او گفت: آيا بدتر از من و از خودت بر روى زمين سراغ دارى؟ شيطان در جواب گفت: انسان حسود از من و از تو بدتر است. چون حسد عمل نيك انسان را مى‌خورد، همچنان كه آتش هيزم را مى‌خورد و مى‌سوزا ند .

? +? نويسنده: فضل اله موحدي ? تاريخ: شنبه 14 اردیبهشت1387 ? موضوع: ?

پرورش مسئولیت پذیری در کودکان

پرورش مسئولیت پذیرى درکودکان

امروزه بسیارى از والدین از ناتوانى و مسئولیت نپذیرفتن فرزندشان شكایت مى كنند و مرتب فرزندشان را سرزنش مى كنند و او را مورد انتقاد و تنبیه قرار مى دهند. داشتن كودكى مسئولیت پذیر آرزوى هر پدر و مادرى است و والدین به علت داشتن فرزندى بردبار به خود مى بالند.

اگر فرزند شما توجه كافى به مسئولیت هایى كه به او واگذار مى شود، ندارد سعى كنید به جاى انتقاد و تنبیه ، روحیه مسئولیت پذیرى را در او پرورش دهید. براى این كار ابتدا سعى كنید رفتارى داشته باشید كه از فرزندتان انتظار دارید.

درباره روحیه مسئولیت پذیرى و تلاش براى انجام درست وظایف با او صحبت كنید. این نكته را به یاد داشته باشید كه تعلیم بردبارى و مسئولیت پذیرى به مرور زمان صورت مى گیرد و شما نمى توانید در یك لحظه از كودكتان فردى مسئول و سختكوش بسازید . وقتى ناتوانى یا حتى كوتاهى كودك را در مقابل انجام وظایفى كه به او سپرده شده مى بینید، به جاى سرزنش در مورد نوع رفتارش با او صحبت كنید  

از او بخواهید دامنه توجه اش را گسترش دهد. به او بیاموزید براى انجام مسئولیتى كه به او سپرده اید تمركز و از توانایى هایش استفاده كند. به او بگویید كه از نظر شما فرد توانایى است و مطمئن هستید مى تواند كارى كه به او سپرده شده را انجام دهد. از او حمایت كنید و به او احترام بگذارید.فرزند خود را تشویق كنید در اجتماع حضور بیشترى داشته باشد و به دیگران كمك كند.به او بیاموزید در كارهاى گروهى شركت كند. به او كمك كنید تا درك درستى از فعالیت هاى گروهى با همسالان خود بیابد.

 اگر او به این درك درست برسد مى آموزد كه باید به دیگران احترام بگذارد و مسئولیت هاى خود را به درستى انجام دهد. هیچ گاه به او نگویید ما همه مانند یكدیگر هستیم چون ما واقعاً با هم تفاوت داریم. به او بگویید ممكن است بتواند كارى را بهتر از همسالان دیگرش انجام دهد همان گونه كه گاهى آنها بهتر از فرزند شما كارى را انجام مى دهند.

 زمانى كه فرزندتان توانست از عهده مسئولیت خود برآید، مى توانید جایزه اى براى او در نظر بگیرید اما باید زمان و مكان درستى را براى جایزه دادن انتخاب كنید. به طورى كه او متوجه نتیجه خوب كارى كه انجام داده بشود.

 

 

? +? نويسنده: فضل اله موحدي ? تاريخ: پنجشنبه 5 اردیبهشت1387 ? موضوع: ?

سونامي


ا
اين عكس چند ثانيه قبل از واقعه سونامي توسط دوربينهاي مدار بسته نصب شده در محل گرفته شده است



? +? نويسنده: فضل اله موحدي ? تاريخ: سه شنبه 3 اردیبهشت1387 ? موضوع: ?

در باره من

شاعرو ادیب نیستم تحصیلاتم مدیریت است اما با شعروادب زندگی می کنم . این روزنه را با نام عطر باران به روی دوستان، برای رهایی از حصار تنهایی لحظه های دلتنگی ام گشوده ام...


منوي اصلي

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفايل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرين نوشته ها

· ده کتاب
· بدون شرح
· کودک
· فردا
· باز هم خدا
· سفره خالی
· دو قلوها
· تربیت
· حرف
· رمضان


لينکهاي روزانه

· لغت تنها
· گنجشک پر
· جوادی
· سامان
· نارستون
· 1000 آینه
· سفرهای زندگی
· تبيان


آرشيو موضوعي

· اجتماعي
· ديني


امکانات



اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد

من فداي آنكه مي فهمد مرا
فهرست سایتهای فارسی
onLoad and onUnload Example