تبليغاتX
عطر باران

عطر باران

از هر دري سخني

فلسطين


نقشه فلسطين از سال 1946 تا 200
0
? +? نويسنده: فضل اله موحدي ? تاريخ: پنجشنبه 23 خرداد1387 ? موضوع: ?

حافظ

  1. شعر حافظ بر روي ديوار يك مهد كودك در انگليس

? +? نويسنده: فضل اله موحدي ? تاريخ: پنجشنبه 16 خرداد1387 ? موضوع: ?

خدا و كوهنورد

خدا و كوهنورد

روزی یه کوهنوردی بود که دلش می خواست یه کوه رو تنهایی فتح کنه . اون یه شب بلند شد و رفت به کوهستان . همون طور که می رفت هوا کم کم خراب شد وسطای کوه رسیده بود که هوا این قدر سرد و پر از مه شد که دیگه جلوی پاشو نمی دید . می خواست دستش رو به یه سنگی بگیره که دستش سر خورد و سقوط کرد هیچ طناب و قلابی نداشت که اونو نگه داره می دونست که حتما می میره به خاطرهمین توی اون لحظات سقوط به زندگیش فکر کرد و تمام لحظات زندگی اومد جلوی چشماش . بقيه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
? +? نويسنده: فضل اله موحدي ? تاريخ: پنجشنبه 16 خرداد1387 ? موضوع: ?

آدم

  • نامت چه بود؟
  • آدم
  • فرزند؟
  • من را نه مادری نه پدری، بنويس اولين يتيم خلقت
  • محل تولد؟
  • بهشت پاک
  • اينک محل سكونت؟
  • زمين خاک
  • آن چيست بر گردن نهادی؟
  • امانت است
  • قدت؟
  • روزی چنان بلند كه همسايه خدا،اينک به قدر سايه بختم به روی خاک
  • اعضاء خانواده؟
  • حوای خوب و پاک ، قابيل خشمناک ، هابيل زير خاک
  • روز تولدت؟
  • روز جمعه، به گمانم روز عشق
  • رنگت؟
  • اينک فقط سياه ، ز شرم چنان گناه
  • چشمت؟
  • رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان
  • وزنت ؟
  • نه آنچنان سبک كه پرم در هوای دوست
  • نه آ نچنان وزين كه نشينم بر اين خاک
  • جنست ؟
  • نيمی مرا ز خاک ، نيمی دگر خدا
  • شغلت ؟
  • در كار كشت اميدم
  • شاكی تو ؟
  • خدا
  • نام وكيل ؟
  • آن هم خدا
  • جرمت؟
  • يک سيب از درخت وسوسه
  • تنها همين ؟
  • همين!!!!
  • حكمت؟
  • تبعيد در زمين
  • همدست در گناه؟
  • حوای آشنا
  • ترسيده ای؟
  • كمی
  • ز چه؟
  • كه شوم اسير خاک
  • آيا كسی به ملا قاتت آمده؟
  • بلی
  • كه؟
  • گاهی فقط خدا
  • داری گلايه ای؟
  • ديگر گلايه نه؟ ولی
  •  ولی چه ؟
  • حكمی چنين آن هم يک گناه!!؟
  • دلتنگ گشته ای ؟
  • زياد
  • برای كه؟
  • تنها خدا
  • آورده ای سند؟
  • بلی
  • چه ؟
  • دو قطره اشک
  • داری تو ضامنی؟
  • بلی
  • چه كسی ؟
  • تنها كسم خدا
  • در آ خرين دفاع؟
  • می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا

 

? +? نويسنده: فضل اله موحدي ? تاريخ: دوشنبه 13 خرداد1387 ? موضوع: ?

کودک درون

كودك درون

تک‌تک ما براي اينکه در زندگي واقعا احساس رضايت داشته باشيم ، لازم است تا کودک درون‌مان را کشف کنيم، با او دوباره ارتباط بر قرار کنيم، او را بپذيريم و در آغوش بگيريم.

در واقع هيچ‌يک از ما، به عنوان فردي بالغ قادر نيست بدون زنده کردن و شفا بخشيدن کودک درونش، در زندگي خوشبخت و کامل باشد.

 اگر با کودک درونمان ارتباط برقرار نکنيم او تنها و منزوي مي‌شود و خود را پنهان مي‌کند. اگر به احساس‌ها و علاقه‌مندي‌هايش اهميت ندهيم او سرکوب مي‌شود و آسيب مي‌بيند.

 متاسفانه بسياري از افراد وقتي با کودک درون‌شان مواجه مي‌شوند در مي‌يابند نياز کودک‌شان به مهر و محبت، اعتماد و امنيت و پشتيباني و احترام برآورده نشده است. افرادي که از زندگي‌شان ناراضي هستند و يا مشکلاتي مثل اعتياد، افسردگي و روابط نادرست و مشکل‌ساز دارند، بايد توجه کنند که مدت‌هاست پيام‌هاي کودک درون‌شان را ناديده گرفته‌اند. اما نکته ي مثبت اين است که هر لحظه که اراده کنند ، مي‌توانند به کمک ارتباط برقرار کردن با کودک درون‌شان و آشنا شدن با آن راهي جديد به سوي زندگي‌اي تازه و شاد و پر‌انرژي باز کنند.

 منبع اصلي مشکلات بسياري از افراد مي‌تواند مربوط به گذشته‌شان باشد. مشکلاتي که در گذشته براي آنها پيش آمده و حالا بعد از سال‌ها بر تمام مسايل زندگي‌شان سايه اندخته است. مسايلي از گذشته که در زندگي امروز ظاهر مي‌شود و لحظه حال را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

 در درون هر يک از ما لايه‌هاي مختلفي وجود دارد و يکي از آنها کودک ماست که بايد او را از لابه‌لاي لايه‌ها، بيرون بياوريم و به او زندگي تازه‌اي ببخشيم. با کمک اين روش مي‌توانيم از گذشته رها شويم و زندگي‌مان را در زمان حال هدايت کنيم.

مرحله ي شناخت کودک درون و نشان دادن جهان به او و دعوت کردن او به زندگي مي‌تواند به طرز معجز‌ه‌آسايي مسير زندگي و نحوه ي انتخاب‌هاي‌تان را تغيير دهد و شما را به سمت انتخاب‌هاي بهتر و مثبت‌تر هدايت کند.


ادامه مطلب
? +? نويسنده: فضل اله موحدي ? تاريخ: یکشنبه 5 خرداد1387 ? موضوع: ?

عشق

روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود . مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او و سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي!! چرا بين من و خدايم فاصله انداختي؟مجنون به خود آمد و گفت: من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم!! تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي؟!

? +? نويسنده: فضل اله موحدي ? تاريخ: چهارشنبه 1 خرداد1387 ? موضوع: ?

در باره من

شاعرو ادیب نیستم تحصیلاتم مدیریت است اما با شعروادب زندگی می کنم . این روزنه را با نام عطر باران به روی دوستان، برای رهایی از حصار تنهایی لحظه های دلتنگی ام گشوده ام...


منوي اصلي

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفايل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرين نوشته ها

· ده کتاب
· بدون شرح
· کودک
· فردا
· باز هم خدا
· سفره خالی
· دو قلوها
· تربیت
· حرف
· رمضان


لينکهاي روزانه

· لغت تنها
· گنجشک پر
· جوادی
· سامان
· نارستون
· 1000 آینه
· سفرهای زندگی
· تبيان


آرشيو موضوعي

· اجتماعي
· ديني


امکانات



اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد

من فداي آنكه مي فهمد مرا
فهرست سایتهای فارسی
onLoad and onUnload Example