بعضیها شعرشان نو است، فكرشان كهنه بعضیها یك عمر زندگی میكنند
برای رسیدن به زندگی بعضیها حمال كتابند .
بعضیها
بقال كتابند . بعضیها
انبارداركتابند .
بعضیها
كلكسیونر كتابند بعضیها به درد آلبوم میخورند
بعضیها
را باید قاب گرفتبعضیها را باید بایگانی
كرد
بعضیها را باید به آب
انداختبعضیها هزار لایه دارند بعضیها ارزششان به حساب بانكیشان
است بعضیها همرنگ جماعت میشوند
ولی همفكر جماعت نه بعضیها در حسرت پول
همیشه مریضند
بعضیها
برای حفظ پول همیشه بیخوابند بعضیها برای دیدن پول
همیشه میخوابند
بعضیها برای پول همه كاره میشوند بعضیها نان نامشان را میخورند
بعضیها نان جوانیشان را میخورند بعضیها نان موی سفیدشان
را میخورند
بعضیها
نان پدرانشان را میخورند بعضیها نان خشك و خالی
میخورند
مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید تا معجزهای شگفتانگیز را
متوجه شوید.
ابتدا کف دو دستتان
را روبهروی هم قراردهید و دو «انگشت میانی» دستهای چپ و راستتان را پشت به پشت
هم بچسبانید. چهار انگشت باقیمانده را از نوک آنها به هم متصل کنید. به اینترتیب،
تمامی پنج انگشت به قرینهشان در دست دیگر متصل هستند.
- سعیکنید « انگشتهای
شست » را از هم جدا کنید. انگشتهای شست، نمایانگر « پدر و مادر» هستند. انگشتهای
شست میتوانند از هم جدا شوند زیرا تمامانسانها روزی میمیرند. به اینصورت پدر و مادر، روزی ما را
ترک خواهند کرد و خود ما نیز زمانی که شریک زندگی مان را انتخاب کنبم ،خانه ی پدری
را ترک می کنیم .
- دوباره انگشتهای شست را به هم متصلکرده و سعیکنید «انگشتهای
دوم» را از هم جدا نمایید. انگشتهای دوم (انگشت اشاره) نمایانگر «خواهران و
برادران» هستند.
آنان هم برای خود ، همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که آنان ما را ترک
کنند.
- حال پس از متصل کردن
انگشتهای اشاره ، سعیکنید « انگشتهای میانی » را از هم جدا کنید. انگشتهای میانی،
نمایانگر «خود» ما هستند که وجود آنها نشانهی ارتباط ما با کل اعضای خانواده میباشد.
- اکنون انگشتهای
میانی را روی هم بگذارید و «انگشتهای کوچک» را از هم جدا کنید. انگشت کوچک، نماد «فرزندان» هستند. دیر یا زود آنان ما را
ترک میکنند تا بهدنبال زندگی خود بروند.
-انگشتهای کوچک را
نیز روی هم بگذارید. سعیکنید
«انگشتهای چهارم» (همانها که در آن حلقهی ازدواج را قرارمیدهیم) را از هم باز
کنید. به احتمال زیاد متعجب خواهید شد که بهسختی میتوانید آنها را از هم باز
کنید به این دلیل که آنها نماد « زن و شوهر » هستند و برای تمام عمر به هم متصل باقیمیمانند.
عشقهای
واقعی همیشه و همهجا به هم متصل باقی خواهند ماند.
هر چند مطلب فوق یک
افسانه ی چینی است اما اگر هر کدام از ما با این حس که پیوندمان با همسرمان
ناگسستنی است و تحت هر شرایطی باید در کنار هم بمانیم زندگی مشترک را شروعکنیم ، آن وقت خیلی
بهتر با مشکلات که لازمه ی هر زندگی است کنار می آئیم .
یادمان
باشد همسرمان بهترین مونس ،دوست ،شریک ،غمخوار، تکیه گاه و... است.
گل آفتابگردان رو به نور میچرخد و آدمی رو به
خدا. ما همه آفتابگردانیم. اگر آفتابگردان به
خاك خیره شود و به تیرگی، دیگر
آفتابگردان نیست.
آفتابگردان هیچ وقت چیزی را با
خورشید اشتباه نمیگیرد؛ اما انسان همه چیز را با خدا اشتباه میگیرد. آفتابگردان راهش را
بلد است و كارش را میداند. او جز دوست داشتن آفتاب و فهمیدن خورشید كاری
ندارد. او همه زندگیاش را وقف نور میكند، در نور به دنیا میآید و در نور میمیرد.
نور میخورد و نور میزاید. دلخوشی آفتابگردان
تنها آفتاب است. آفتابگردان با آفتاب آمیخته است و انسان با خدا. بدون
آفتاب، آفتابگردان میمیرد؛ بدون خدا، انسان. آفتابگردان گفت: روزی
كه آفتابگردان به آفتاب بپیوندد، دیگر آفتابگردانی نخواهد ماند و روزی كه
تو به خدا برسی، دیگر «تویی» نمیماند. و گفت من فاصلههایم را با نور پر میكنم،
تو فاصلهها را چگونه پُر میكنی؟ آفتابگردان این را گفت و خاموش شد. گفتوگوی
من و آفتابگردان ناتمام ماند. زیرا كه او در آفتاب غرق شده بود. جلو رفتم
بوییدمش، بوی خورشید میداد. تب داشت و عاشق بود. خداحافظی كردم، داشتم میرفتم
كه نسیمی رد شد و گفت: نام آفتابگردان همه را به یاد آفتاب میاندازد، نام
انسان آیا كسی را به یاد خدا خواهد انداخت؟ آن وقت
بود كه شرمنده از خدا رو به آفتاب گریستم
شاعرو ادیب نیستم تحصیلاتم مدیریت است اما با شعروادب زندگی می کنم . این روزنه را با نام عطر باران به روی دوستان، برای رهایی از حصار تنهایی لحظه های دلتنگی ام گشوده ام...