تبليغاتX
عطر باران

عطر باران

از هر دري سخني

کوچه

من از آن کوچه تنفر دارم

من از آن کوچه که هر لحظه آن

  خنجری داغ بر افکار من است

  همچو دیروز تنفر دارم

من از آن کوچه تنفر دارم

 من از آن کوچه که نقشی زند از بهر خیال

  بر سر روح من و بعد چو آتش برود بر دل من

   همچو هر روز تنفر دارم

    من از آن کوچه که نیرنگ و دروغ

    همچو باران بزد بر تن من

   تا قیامت تنفر دارم

فرش آن کوچه همش ماسهء سنگ دلان

هر نسیمی گذرد فکر حسادت دارد

دگر اما نگذارم من آزرده ، قدم

چه در آن کوچه و هر جای سیاه ....

? +? نويسنده: فضل اله موحدي ? تاريخ: دوشنبه 11 خرداد1388 ? موضوع: ?

در باره من

شاعرو ادیب نیستم تحصیلاتم مدیریت است اما با شعروادب زندگی می کنم . این روزنه را با نام عطر باران به روی دوستان، برای رهایی از حصار تنهایی لحظه های دلتنگی ام گشوده ام...


منوي اصلي

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفايل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرين نوشته ها

· ده کتاب
· بدون شرح
· کودک
· فردا
· باز هم خدا
· سفره خالی
· دو قلوها
· تربیت
· حرف
· رمضان


لينکهاي روزانه

· لغت تنها
· گنجشک پر
· جوادی
· سامان
· نارستون
· 1000 آینه
· سفرهای زندگی
· تبيان


آرشيو موضوعي

· اجتماعي
· ديني


امکانات



اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد

من فداي آنكه مي فهمد مرا
فهرست سایتهای فارسی
onLoad and onUnload Example